تبليغاتX
سیالیسم همین امروز! - آپارتاید جنسی و پاسخ به چند سوال

سیاوش در نامه ایی که درشماره 333 همین نشریه چاپ شد سولاتی را مطرح کرد،  با پوزش از سیاوش عزیز که این همه مدت سوالاتی که فرستاده بود پاسخ داده نشد. در واقع سیاوش همانطور که از نامه اش برمی آید نامه را برای مصطفی فرستاده و خواسته که درباره این مسائل در تلویزیون کانال جدید بیشتر صحبت بشود. اما مصطفی هفته قبل توضیح داد که خیلی سرش شلوغ است و تصمیم گرفتیم  من در باره این سوالات نظرم را بنویسم و به خاطر اینکه به 8 مارس نزدیک می شویم نکاتی را در مورد آپارتاید جنسی بگوییم  و این نوشته از حالت جواب به نامه دربیاید و یه صورت مستقل در نشریه بیاید.  اما به تمام سوالات نامه سیاوش مختصرا میپردازم:

"سلام مصطفي جان اميدوارم كه هميشه موفق باشي. چند تا سوال هست كه در جامعه روزانه به آن برخود مي كنيم.  البته هر چند اين سوالها كامل ودقيق نباشد ولي روزانه از طرف کسانی مطرح میشود كه افكار كوته فكرانه مذهبي به دست مردم و جوانان داده اند.

سوال 1)

آيا كمونيست ها كه ازحجاب صحبت مي كنند فقط مسله آنها  لخت بودن است و مگر نه اينكه انسانها بايد آزاد باشند هرجوري كه بخواهند لباس بپوشند؟ مسله حجاب چه ربطي به آزادي زنان دارد؟ اگرزنان حجاب را بردارند مشكل جامعه حل خواهد شد؟"

منظورت از کمونیست ها حتما ما (حزب کمونیست کارگری) هستیم ، چون خیلی ها خودشان را کمونیست می دانند و نه تنها مشکلی با حجاب ندارند که آن را جزء فرهنگ خلق و توده های بیسواد میگذارند و به همین دلیل هم برایش ارزش قایلند و می گویند نباد علیه فرهنگ توده ها حرف زد و آن را نقد کرد، درمورد مذهب هم کلا این نظر را دارند. ولی باید بگویم حجاب برای ما گوشه ایی از که یک مسئله کلی است. البته گوشه ایی مهم و اساسی. این مسئله آپارتاید جنسی است که در ایران به وحشیانه ترین شکلش دارد اعمال میشود. به این موضوع پایین تر می پردازم. ولی حجاب در ایران مسئله لخت بودن یا نبودن نیست همین طور مسئله مد و یک نوع پوشش هم نیست.  به نظر من مسئله حجاب در نهایت به آزادی پوشش هم صرفا محدود نمی شود. مثلا در برخی کشورهای غربی  هم برای زنان محدودیت پوشش وجود دارد، به صورتی که زن ها حتما باید سینهایشان را بپوشانند به اصطلاح نمی توانند تاپ لس در ملا عام ظاهر شوند! حال آنکه چنین محدودیتی برای مردان وجود ندارد.  ولی این مسئله با حجابی که در ایران مطرح است فرق می کند. البته در هر صورت محدودیت، محدودیت است و تبعیض تبعیض،  ولی می خواهم بگویم حجاب در ایران جایگاهش کجاست.

حجاب در واقع یکی از ابزار های سرکوب زنان یعنی نیمی از جامعه  و در نهایت سرکوب کل جامعه است. همین طرح برخورد با "بد حجابی" را نگاه کن، ایجاد رعب و وحشت در میان جوانان و مردم اولین هدفی ست که حکومت از این طرح دنبال می کند. ماشین های پلیس و نیروهای مسلح و زبان نفهمی که فقط کارشان ترساندن و سرکوب جوانان است.  کار به جایی رسیده که پوشیدن چکمه هم جرم محسوب میشود و مصداق بد حجابی ست. همین چند روز پیش خبر دستگیری، آنهم به شکل وحشیانه یک دختر بچه 15 ساله به جرم پوشیدن چکمه را در سایت ها دیدیم.  این یعنی اینکه مسئله حجاب در ایران همانطور که گفتم رابطه بلافصلی با آزادی پوشش زنان یا کلا جامعه ندارد بلکه ابزار سرکوب جامعه است و وقتی ما می گویی آزادی پوشش یا "نه به حجاب" منظورمان گرفتن این ابزار سرکوب از دست حکومت و همین طور آزادی پوشش که حتما مد نظرما هست. ولی مسئله حجاب در ایران اساسا مسئله ایی سیاسی است و صرفا به زنان محدود نمی شود.

ولی چرا ما اینقدر به برداشتن حجاب اصرار داریم؟ با برداشتن حجاب یا از بین رفتن حجاب یکی از ارکان جمهوری اسلامی یعنی آپارتاید جنسی هم میتواند از بین برود. ما معتقدیم جنبش آزادی زن درتحولات آینده ایران نقشی اساسی خواهد داشت. این جنبش اساسا مطالباتی را مطرح می کند که با خصوصیات پایه ایی حکومت اسلامی تنافر دارد. آزادی پوشش و برابری حقوقی زن و مرد ارکان رژیم اسلامی را متلاشی می کند. نمی توان تصور کرد زن و مرد با هم برابر باشند، حجابی در کار نباشد و همچنان ولایت فقیه و شورای نگهبانش با آخوند های جور  وا جورش همچنان در راس قدرت باشند. مسئله حجاب به اینطریق با آزادی جامعه ارتباط دارد.حکومت اسلامی به خیلی چیز ها خودش را بند کرده. یکیش هم این حجاب و آپارتاید جنسی است.

 

 

سوال 2)

"آيا اين مسله كه درمورد زنان اسلام به آن اشاره كرده است مي توان برنامه جامعتري به جاي آن جاي گزين كرد؟ اسلام زنان را كمتر از مردان شمرده و دو زن  يك مرد حساب مي شود. از نظر حقوقي به  خاطر اينكه خدا بعضي را بر بعضي برتري قرار داده است مبلغان مذهبي اينجوري به مردم مي گويند كه زن از لحاظ بدني ضعيفتر از مرد است و او نمي تواند در كارها ي بيرون يا بعضي مسائل كاري انجام وظيفه كند.  يا خدا در قران گفته مردان بر زنان حق نگهباني است.  الان جديدا آخوندها  يا بهتر بگويم طرف داران مفتي زاده در کردستان مي گويند اينجوري نيست.  كلمه نگهبان اشتباه است . مردان قيم زنانند در كارهاي كه زنان نمي توانند انجام دهند.  مردان به جاي انها انجام مي دهند ولي در اصل دارند مردم را گول مي زنند چون در واقعيت خودشون هم مي دانند كه نمي توان بر اساس آن قانون اسلام عقب افتاده زندگي كرد.  دارند با بعضي كارهاي تا حدودي به زنان اجازه داد مثلا بتوانند خودشان برند بيرون خريد بكنند امثال اينها تا مثلا نشان بدهند آزادیخواه اند."

اینکه می توان از برنامه اسلام برای زنان جامع تر آورد منهم شک دارم که بتوان برنامه ایی در این حد جامع عقب مانده و ضد بشر آورد! ولی از شوخی گذشته به نظرم نکته اصلی این سوال ت این است که بعضی از آخوند ها هم تا حدودی به "آزادی زن" معتقد شده اند. این موضع اینها به نظرم گول زدن مردم نیست بلکه وحشت از مردم است. اصلا بعضی از آخوند ها سکولار شده اند! و معتقد شده اند  دین باید از سیاست جدا شود، این ها اساسا آخوند هایی هستند که خارج از حکومت اند و نگران از دست رفتن روزی شان هستند که در گروی تحمیق مردم است. اینها فهمیده اند مردم اسلام را نمی خواهند و با این رفتار حکومت اسلامی، آن یک ذره اعتقاد نزد مردم به اسلام هم دارد بر باد می رود و مهم تر اینکه جنبش ضد اسلامی و خلاص شدن از شر فرهنگ عقب مانده شرقی- اسلامی در ایران روز به روز در مقابل حکومت قوی تر و منسجم تر می شود و در واقع می خواهند ته مانده های اسلام را نجات دهند. وگرنه این ها نگران آزادی زن و... نیستند.

سوال 3)

"مسله ديگري كه هست مسله ازدواج است به دليل اينكه زنان مثل مردان نمي توانند دو يا سه يا چهار همسر انتخاب بكنند.  چون بعدا نمي توان بچهاي انها را تشخيص داد كه كدام بچه مال كدام مرد هست.  ولي مرد مي تواند هر چند زن بگيرد. چون مشخص است مال كيست.  ولي همین مسائل به اشتباه اينجاه ديده مي شود  .انسانها نمي توانند از نظر جنسي يكديگر را تحقيركنند و مورد  آزار و اذيت جنسي قرار دهند.  اينجا اسلام زنان را براي مردان افريده است.  زماني كه زنان متعددي بمردان مي دهد فقط مسله جنسي انها رامد نظر دارد.  وقتي براي زندگي كردن دو سه يا چهار زن به مرد مي دهد براي بيشتر لذت بردن مردان است.  كه اينجا فحشا بوجود مي ايد.  ولي به كمونيست ها مي گويند چونكه مي گويند هر انسان ازاد هست با هر كس كه دوست دارد رابطه بگيرد  به اين دنياي كه همه ازادند و هر جور كه دلشون بخواد زندگي مي كنند به اينها میگويند فساد به وجود مي ايد.  به نظر شما كدام يك بيشتر براي حقوق زنان تلاش مي كند،  چهار يا ده يا بيست هر چند زن به يك مرد بدهيد،  اين حقوق زنان هست يا اينكه انسانها بتوانند بطور ازادانه يكديگر را انتخاب كنند؟"

کاملا موافقم که انسانها نباید یکدیگر را تحقیر جنسی کنند یا مورد آزار جنسی قرار دهند. ما معتقدیم انسان باید در روابط خصوصیش آزاد باشد. افراد بالغ باید خودشان روابطشان را تنظیم کنند و هیچ نهاد و شخصی حق تجسس در روابط آنها را ندارد و این حق افراد بزرگسال است. در حالیکه حکومت اسلامی این حق را کاملا زیر پا می گذارد. رابطه آزاد دو نفر هیچ ربطی به فحشا با اینجورکلمات ندارد.این ها فکر میکنند اگرانسان آزاد باشد اول فحشا می کند، بعد قتل و جنایت و ... . این تصویری است که اسلام و سایر ادیان از انسان می دهند همانطور که سرمایه داری نیز برای آزادی انسان عواقبی نظیر زیرپاگذاشتن  حقوق یکدیگر و کلاهبرداری و ... متصور است. این ها پیش فرضشان درباره انسان به شدت غیر انسانی ست مغتقدند اگر انسان آزاد باشد یا جرم و کلاه برداری میکند و جنایت و آدم کشی یا فحشا و بی بند و باری (البته این را بگویم منظرشان از بی بند و باری بیشتر رابطه آزاد و انسانی است که امروزه به خصوص بیشتر جوانان خواهان آن هستند).

ولی مسئله خانواده و کودک و مالکیت کودک متفاوت از این هاست. اهمیت اینکه کودک مال کدام مرداست از کجا آمده؟ چرا اینقدر مهم است آدم ها بدانند به اصطلاح از پشت کدام مرد هستند؟ همین جمله (از پشت فلان مرد) به اندازه خودش مسخره است! ولی اهمیت این مسئله مربوط به امروزو مناسبات امروز بشرنیست. در واقع این مسئله در زمان هایی اهمیت داشت که جامعه طبقاتی ظهور کرد و مالکیت بوجود آمد و باید مالکیت بصورت ارث منتقل میشد و همین زمان هم بردگی جنسی زن پیش آمد و خانواده پدرسالار شکل گرفت و آقایی و مالک بودن جنس مذکر.  به خاطر همین ها مهم بود معلوم باشد بچه و بخصوص پسر،  مال کیست. وگرنه در کمون های اولیه بشر که زن و  مرد برابر بوده اند و نه خانواده به شکل بعدی اش  درکار بوده و نه روابط جنسی افراد به انقیاد روابط مالکیت درآمده بود. در کمون های اولیه به دلیل اینکه همه با هم برابر بوده اند و کسی بیشتر از دیگری نداشته و از طبقات اجتماعی خبری نیوده است خانواده و روابط جنسی بین افراد هم از این برابری اولیه متاثر بوده است.  برای اطلاعات دقیق تر در این رابطه ارجاعتان می دهم به کتاب فوق العاده جالب "دولت، منشاء خانواده" اثر انگلس. انگلس که این کتاب را بر مبنای یافته های علمی نوشته و نشان می دهد خانوده به معنایی که اکنون میشانسیم وقتی شکل می گیرد و مطرح می شود که انسان ها به لحاظ اقتصادی دیگر با هم برابر نبوده اند. انگس نشان می دهد که خانواده انسانی (چیزی که ما امروز به عنوان خانواده می شناسیم) اشکال متفاوتی در طول تاریخ به خود گرفته و یک پدیده ازلی و ابدی نیست، بلکه مثل هرپدیده اجتماعی دیگری محصول دوره تاریخی مشخصی ست و در عین حال محکوم به زوال است. و اتفاقا فحشا و تن فروشی هم محصول همین دوره تاریخی و همزاد خانواده است. زن در این دوره به برده جنسی تنزل پیدا می کند و میشود "کشتزار مرد"  . در این دوره (دوره ظهور طبقات و بالطبع دولت) است  که زن از مقان انسان به برده جنسی و  ماشین تولید انسان سقوط می کند.

سوال 4)

"مسله ديگر مسله كار كردن زنان هست اگر مرد وزن هر دو سر كار بروند زندگي كسل كننده مي شود چون زماني هر دوي انها از سر كار بر گردنند خسته هستند وبه يك محيط ارام احتياج دارندتا به يكديگر محبت بكنند ولي وقتي ميايند كار خونه رو بايد انجام بدهند كه اين خود خسته كننده است ونمي توانند براي روزد بعد راحت اماده براي يك روز خوب را شروع كنند.".

جواب این سوال آسان است. کار کردن نباید طوری باشد که تمام انرژی و وقت انسان (و نه تنها زن بلکه مرد ها هم)  را بگیرد که بعد از آن نتوان به عشق ورزی و آرامش و سایر نیاز های بشری رسید. درجامعه سرمایه داری به صورت پیشفرض چنین است که کارگر باید تا جایی که رمق دارد کار کند و فقط به قدری داشته که قادر به کار در روز بعد باشد و همین طور نسل بعدی کارگر را تولید کند. تازه همین هم با زبان خوش قبول نکرده است.  طبقه کارگر با مبارزه هر روزه و سال های طولانیش توانسته  است حد اقل حقوق خود را به سرمایه داری تحمیل کند. اینجوری است که در کشور های غربی مردم از حد اقل هایی برخوردارند. باید شرایطی را به همین سرمایه داری تحمیل کرد که انسان ها بتوانند با حد اقل زمان کار و مصرف انرژی زندگی مرفه و شاد و امنی داشته باشند و این کاملا امکان پذیر است. در این صورت کار کردن زن و مرد دیگر باعث خستگی و بی حوصلگی و غیره نمی شود و فرصت و انرژی کافی برای آرامش داشتن و لذت بردن از زندگی فراهم می شود. جامعه سوسیالیستی که ما برایش مبارزه می کنیم برعکس سرمایه داری اساسش انسان و زندگی انسانی ست. در این جامعه انسان ها کار و تولید می کنند برای اینکه زندگی کنند  و از مواهب آن برخوردار باشند. کار مزدی لغو می شود و استثمار برچیده می شود و کار در این شرایط به عملی خلاقانه و داوطلبانه تبدیل می شود که نه تنها زندگی را تلخ نمی کند بلکه باعث شکوفائی استعداد ها می شود و در هماهنگی با زندگی پیش می رود.

 کار کردن زن در هیچکدام از این شرایط نیست که باعث کسالت بار شدن زندگی می شود بلکه دلیل جای دیگری ست. اینکه کار کردن زن متهم می شود، برای خانه نشین کردن زنان است. یعنی حکومت های اسلامی میخواهند زن ها را خانه نشین کنند و از جامعه طردشان کنند و از این جور دلیل ها می تراشند. این هم در راستای آپارتاید جنسی ست.

محبت و علاقه به هم و به خصوص به کودک علیرغم تبلیغات وسیع جمهوری اسلامی در کشورهای پیشرفته بسیار جلوه  انسانی تری دارد. از آنجاییکه روابط انسان ها آزادانه و بدون دخالت دیگران است افراد بدون با حد اقل محذوریت ها (که آن ها هم به دلیل جامعه سرمایه داری هنوز وجود دارند) وارد رابطه با دیگران هم می شوند و تا وقتی محبت و علاقه ایی بین شان هست با هم هستند. به همین دلیل روابط سالم تر و صمیمانه تر هستند و البته زیبا تر.

سوال 5)

"سوال بعدي تربيت بچها است اگر هر دو يعني پدر و مادر سر كار بروند ديگر زماني براي محبت كردن باقي نمي ماند از محبت پدرو مادر محروم هستند.  يا خوب آ نها را تربيت كرد كانوني به اسم خانواده گرم و پر از محبت وجود ندارد در اين حال خانواده از بين مي رود وخانواده جاي خودرا به خانواده بي محبت و بدون احساس مي دهد هر كه هر جوري كه بخواهد زندگي مي كند كه اين به هرج و مرج جامعه كمك مي كند كمونيست ها كه از حقوق كودكان صحبت مي كنند بااين جور بر خوردها بيشتر به انها كم محبتي میشود  دراين صورت به جاي اينكه بچها در كنار پدرو مادر بزرگ شوند انها در مهد كودكها يا امثال اينها بايد بزرگ شوند. البته بايد بيشتر به اين مسائل پرداخت چون مسائل خانواده براي مردم اهميت دارد. اگر در تی وی انترناسيونال بحث شود بهتر است.  با  آرزوي يك دنياي بهتر."

به نظرم جواب این سوال در جواب های قبلی آمده ولی نکته ایی که اینجا باید اضافه کنم این ست که پدر و مادر به تنهایی مسئول تربیت کودک نیستند، این جامعه است که چنین مسئولیتی را باید به عهده بگیرد. جامعه باید  با ارائه خدماتی مثل مهد کودک ها کودکستان ها و مدارس و مراکز آموزشی  رایگان که با آخرین متدهای علمی و زیر نظر متخصصین اداره می شوند امر آموزش و تربیت کودکان را به عهده بگیرد. کودک مایملک پدر و مادر نیست و به محض تولد انسانی مستقل با حقوق ویژه ایی ست که بر هر ملاحظه ملی، قومی، مذهبی، نژادی و ...  ارجحیت دارد.

امابه مناسبت نزدیک بودن 8 مارس وبه خصوص شعار حزب یعنی "محکومیت رژیم آپارتاید جنسی" چند کلمه ایی هم درباره آپارتاید جنسی نظرم را می گویم.البته همین جا بگویم این بحث را حمید تقوایی بیشتر مطرح کرده و امیدوارم به زودی حمید این نظرات را کامل و مبسوط مطرح کند.

آپارتاید درکلمه به معنی جدا سازی ست و این ممکن است برای مخاطب سوء برداشت هایی را ایجاد کند. در ایران علاوه بر جدا سازی جنسی بین زن و مرد بیشترین ظلم هم در حق زنان اعمال می شود. یعنی درایران اینطور نیست که فقط زن و مرد را از هم جدا کرده اند و به اندازه مساوی امکانات به آن ها داده اند. زن ها در  ایران تحت بیشترین محرومیت ها و ستم ها قرار دارند. آپارتاید جنسی یعنی زن در جامعه از کمترین حقوقی برخوردار نیست. و مثل سیاهپوستان در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی اصلا انسان محسوب نمی شود. نصف انسان که منظور همان مرد است محسوب می شود، عامل فساد وگناه است، مردان را وسوسه می کند و مسئول گناهکاری مردان است و به همین بهانه باید در خانه  محبوس شود. بیرون هم که می آید برای اینکه مردان به گناه آلوده نشوند باید در کیسه سیاهی به نام حجاب هویت زنانه خود را پنهان کند. ملک مرد است و کشتزار او. مرد می تواند چند تایش را داشته باشد و باید مدام مراقب باشد تا اعمال شیطانی از او سر نزند اگر هم سر زد زیر شلاق و سنگسار باید از بین اش برد. در جامعه هم کمترین امکانات را دارد.

حکومت اسلامی چنین جایگاهی برای زن در نظر دارد، البته مسلما موقعیت اجتماعی زنان در ایران با این تصویر و آرزوی حکومت اسلامی تفاوت بسیار دارد و این محصول مبارزه هر روزه زنان در خیابان و دانشگاه و کارخانه است که چنین موقعیت و آینده ایی را قبول ندارند و مقابل آن ایستاده اند. ولی باید اعلام شود که حکومت اسلامی ایران رژیم آپارتاید جنسی است و چنین قوانینی دارد و  چنین  رفتاری در مقابل زنان دارد. همانطور که رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی می خواست سیاهان را از جامعه محو  و منزوی کند، حضورشان را در جامعه محدودو و ممنوع کند، ورودشان به دانشگاه را محدود کند و غیره جمهوری اسلامی هم چنین رفتاری را با زنان دارد.

همانطور که رژیم آفریقای جنوبی به رژیم آپارتاید نژادی در دنیا معرفه شده بود و بیشترین فشار ها بر آن وارد می شد حزب ما هم می خواهد جمهوری اسلامی را به رژیم آپارتاید جنسی معرفه کند و فشار های بین المللی را  بر جمهوری اسلامی افزایش دهد. باید کاری کرد جمهوری اسلامی علاوه بر جنابات بی شماری که کرده و میکند به این دلیل نیز از مجامع عمومی طرد شود که در این شرایط رژیم شرایط را برای سرنگونی انقلابی اش به قدرت مردم مهیا تر می کند.

+ نوشته شده توسط نوید مینایی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:44 |